سلام شاید شما تو جریان حرفهای قبلی من بوده باشید اومدم تا ادامه بدم خشم درون خودمو که دیگه نمیخام کوتاه بیام ! بترسم!یا جا بزنم.مقابل ادمای پررو و خدا نشناس. دو شب پیش اونقدر عصبانی بودم که تا پیدا شدن یفرصت بیخیال نشم و برم پس موندم و موندم که یه موتوری و دو ترکه اومدن یه ترقه کوبیدن کنارم تو ایستگاه و هر هر زدن زیر خنده صورتمو از سرما بسته بودم یه پیچ گوشتی تو جیبم بود که مثلا ترتیب ترمز ماشین اون یارو رو بدم یه فحش ابدار حوالشون کردم ولیسادن که مثلا منبع
درباره این سایت